خرید بک لینک

آه از آن همه روزهای رفته

آن روزهای پر از امید

دلواپسی های نرسیدن بر سر قرلر

آه از آن همه شور و شوق رسیدن به یار

کجا رفت آن همه عشق؟

چرا دیگر دلها نمیتپد برای عاشق شدن

برای عاشق ماندن ، برای نجواهایی از عشق گفتن

آه از آن همه روزهای رفته

که کوچه ها پر بود از عطر شکوفه های نارنج باغ همسایه

آه از ان همه مهر و وفای از کف رفته

من مانده ام و مرور خاطرات در ذهن مانده

آه از آن همه روزهای رفته

آه.......

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: دوشنبه 22 دی 1399 ساعت: 3:06

امروز هوا آفتابی که نه

کمی آفتابی

ابرها با رقص خودشون

گاهی جلوی خورشید ، و گاهی پشت آن میرقصند

آفتاب هم با ناز و کرشمه

خودش رو پهن میکنه روی دنیا

و گاهی هم روی خودش رو ،

مثل دختر همسایه که صورتش رو زیر چادر گلدارش پنهان میکنه

رویش را از مردم شهرم قایم میکنه

بتاب آفتاب ، بتاب بر شهر غم گرفته من

مردمانم به گرمای تو به نور تو برای ادامه دادن به این زندگی سرد احتیاج دارند

بتاب ای روشنی بخش

ای آفتاب و خورشید من

بتاب.....

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: دوشنبه 22 دی 1399 ساعت: 3:06

نقطه ها پایان جمله ها نیستند

شروعی تازه برای دوباره آغاز کردن اند

وقتی نوشتم، خسته ام

تو بدان که این آغازی دوباره است

برای دوباره بودن و دوباره زیستن

برای امید داشتن به رسیدنی زیبا

میان این همه آرزوها و رویاها

نمیشود که نقطه پایانی گذاشت

نمیشود.......

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: دوشنبه 22 دی 1399 ساعت: 3:06

دنیا هیچ زیبایی دیگر ندارد

فصل ها آه از این فصل ها

پاییز که عاشق میکرد ما را

زمستان و آرزوی دیدن برف

بهار ! امان از بهار زیبا

تابستان و روزهای گرم و داغش

آب تنی ، یا نشستن کنار ساحل دریا

و چشم دوختن به غروب خورشید

دنیا هیچ زیبایی دیگر ندارد

انگار که به ته دنیا نزدیک شده ایم

آدمها دو رو ، روزگار بی رحم

دلها پر از شقاوت و ذهن ها پر از خشم

نمیدانم، چرا دیگر دنیا هیچ زیبایی در خود ندارد

نمیدانم.......

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: دوشنبه 22 دی 1399 ساعت: 3:06

صفحه بندی